محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1182
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
هرگز كدام پادشاه بوده است كه كار خليفتى [ 337 a ] يا كار ملكى او با مادر بوده است و كدام پادشاه بوده است كه كار ملك به تدبير زنان كرده است . خيزران سوگند خورد كه هرگز با هادى سخن نگويد و به در او نيايد . پس هادى به حدّ موصل به عيسىآباد بود كه بمرد ، و گروهى ايدون گويند كه او را به شكم ريشى بود و آن ريش سركرد از اندرون شكم ، و نيز طعام و شراب نتوانست خوردن ، و سه روز از آن درد همى ناليد ، پس بمرد . و خيزران گفت اين دعاى من بود . و گروهى ايدون گويند كه خيزران كنيزكان او را درم داد بسيار تا او را به مستى بالش به دهن اندر نهادند و كنيزكان بر سر بالش نشستند تا بمرد . و يحيى بن خالد وزير هادى بود . و چون هادى بمرد و كار به هارون آمد ، خيزران همان كارها بگرفت همچنانكه به گاه مهدى بود . و خيزران تا بزيست همچنان همى بود . و هادى شب آدينه بمرد اندر ماه ربيع الأول سال بر صد و هفتاد از هجرت ، و هم آنجا به عيسىآباد او را به گور كردند به بوستان اندر . و هادى مردى بود به بالا دراز و به روى نيكو ، سرخ سپيد ، و لب زيرينش كوتاه بود و دندان زيرينش از لب درازتر بود . چون دهن باز كردى او را گفتندى موسى اطبق ، اى موسى دهن فراز كن ، و او را به لقب موسى اطبق خواندندى . و چون بمرد بيست و شش ساله بود ، و يك سال و سه ماه خليفت بود .